مهرادمهراد، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 8 روز سن داره

شاهزاده کوچولوی ما

سومین دل نوشته

1393/5/24 17:24
نویسنده : مامان مونا
174 بازدید
اشتراک گذاری

مهرادم با تفکر بخوان

تا حالا شده اشیاء بی مصرف رو انبار کنی؟ و فکر کنی یه روزی  کی میدونه چه وقت – شاید به دردت بخوره؟

 تا حالا شده که پول هاتون رو جمع کنی و به خاطر اینکه فکر می کنی در آینده شاید بهش محتاج بشی، خرجش نکنی؟

 تا حالا شده که لباسهاتو، کفشهاتو و چیزای دیگه رو که حتی یکبار هم از اونا استفاده نکردی، انبار کنی؟
 درون خودت چی؟ تا حالا شده که خاطره ی سرزنش ها، خشم ها، ترس ها و چیزای دیگه رو به خاطر بسپاری؟

 دیگه نکن! تو داری بر خلاف مسیر کامیابی خودت حرکت می کنی!
 
باید جا باز کنی ... ، یه فضای خالی، تا اجازه بده چیزای تازه به زندگیت وارد بشه.

 
باید خودتو از شر چیزای بی مصرفی که در تو و زندگیت هستن خلاص کنی تا کامیابی به زندگیت وارد بشه.

 
قدرت این تهی بودن در اینه که هر چی که آرزوش رو داشتی ، جذب می کنه.

 
تا وقتی که در جسم و روح خودت احساسات بی فایده رو نگهداری، نمی تونی جای خالی برای موقعیت های تازه بوجود بیاری.
 
خوبیها باید در چرخش باشن ....

 
کشوها، قفسه ها، رو تمیز کن.
 
هر چیزی رو که دیگه لازم نداری بنداز دور ...

 
میل به نگهداشتن چیزای بی مصرف، زندگی رو پر پیچ و تاب می کنه.
 
این اشیاء نیستن که چرخ زندگی تو رو به حرکت در میارن ....
 
به جای نگهداشتن ...

 
وقتی انبار می کنی، احتمال خواستن رو تصور می کنی ، احتمال تنگدستی رو ....

 
فکر می کنی که فردا شاید لازم بشن و نمی تونی دوباره اونا رو فراهم کنی ...

 
با این فکر تو دو تا پیغام به مغزت و زندگیت می فرستی :
 
که به فردا اعتماد نداری ...
 
و اینکه تو شایسته چیزای خوب و تازه نیستی
 به همین دلیل با انبار کردن چیزای بی مصرف خودتو سر پا نگه می داری

 
برقص
 چنانکه گویی کسی تو را نمی بیند
 عشق بورز
 چنانکه گویی هرگز آزرده نشده ای
 بخوان
 چنانکه گویی کسی تو را نمی شنود
 زندگی کن
 چنانکه گویی بهشت روی زمین است

 خودت رو از قید هرچه رنگ و روشنایی باخته، برهان
 بذار نور به زندگیت وارد بشود
 و خودت ...

 امید که صلح و کامیابی برايت به ارمغان بیاورد

 آمین
 
 
پسندها (1)

نظرات (0)